ناداحت
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 1:31
پریروز حسابی ناراحت شدم. دختره واسش مهمه دیگه. من هم موندم. با من هم خوبه. میخواد من رو راضی نگه داره. هر چقدر میخوام فکر نکنم اما نمیشه که نمیشه. پریروز خسته بودم و استراحتی نداشتم.اما پریشب تا صبح ن
ناراحتی
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 1:31
هر روز بدتر از دیروز. هر روز بیشتر حرف میشنوم و بیشتر ناراحت میشم.اونقدر
وبلاگ همسر
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 1:31
دیگه حوصله ی نوشتن تو وبلاگ رو اصلا ندارم. احساس میکنم چشمهام رو اذیت میکنه. تلگرام و متن هم زیاد نمیخونم. فقط عکس و کلیپ. الان خودم رو مجبور کردم که اینجا بنویسم و توضیحی به جناب همسر. هرچند میخوام سعی کنم کمی بنویسم اینجا. هر چند اصلا حوصله اش نیست. جدیدا تو دفتر مینویسم. بهتره. اون رو هم به زور م...
درست یا اشتباه
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 1:31
در مورد پیام خصوصیم تو وبلاگ شوهرم، پیام قبلی رو پست کردم. آدرس وبلاگ رو واسش فرستادم. همیشه میگه آدرس وبلاگت رو بده. الان پشیمونم. نمیدونم کار درستی کردم یا نه. دوست داره ننویسم تو دفتر و وبلاگ و اگه مینویسم هم بزارم بخونه. دیگه وبلاگ که نمینویسم. اما اگه بنویسم هم چرت و پرته و مینویسم که عصبانیتم ...
پشیمون
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 1:31
سریع پشیمون شدم.خخخخ. از بس هر چی دهنم اومد بهش گفتم. الان عدم نمایش در وبلاگ زدم.خخخ. باید ایلای رو بگیرم.بعدا میام فقط اصل مطلب رو مینوییم.خخخخ
نظر خصوصی وبلاگ
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 1:31
تو وبلاگت از پست ۱۷مهر پارسال، یکدفعه عوض شدی. مدتی ننوشتی.جواب نظرهام رو مثل قبل ندادی.چه لاو بترکونم و چه حرف از دلتنگی بزنم،بعد از اون توی جواب نظرهام هیچ ابراز دوست داشتنی که نبود و همیشه یه عزیرم
خسته
-
تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 1:31
خیلی خسته و بی حوصله ام.حوصله ی جم خوردن ندارم. سردرد و سرگیجه و حالت تهوع هم که دارم. بهتره خودم رو مشغول کنم. کارنامه دخترم رو گرفتم. همش خیلی خوب بود. استرس داشتم اجتماعی رو خوب بشه. فقط استرسم تم